تبليغاتX
عشق من عاشقم باش و برای همیشه با من بمان

عشق من عاشقم باش و برای همیشه با من بمان

سلام به تمام عاشقان . به اونایی که با عشق زندگی میکنن !

خوش اومدی !

said

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 18:37  توسط نگار  | 

سعید جونم . دوستت دارم !!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:47  توسط نگار  | 

قلب من برای تو !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:42  توسط نگار  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 11:42  توسط نگار  | 

سعید من !

 مهربونم،

         نازنینم، بهترینم.

                    عشقم، امیدم، جونم.

                                        با توام ، با تو، دنیای من.

میخوام لحظه هام رو با تو بگذرونم. تمام لحظه های كه حالا دارم و نمی دونم چند سال، چند ماه،

 چند هفته، یا چندروز دیگه میتونم و فرصت دارم با تو باشم یا نه؟!

ارزش این لحظه ها رو با هیچ چیز دیگه نمیتونم برابر بدونم.

میخوام تو تمام لحظه هایی كه میتونیم داشته باشیم،با تو باشم.

 كنارت،

         همراهت،

                          هم قدم

                            و هم نفس با نفس كشیدنت.

میخوام تا میتونم صدای قلب مهربونت رو بشنوم. تا میتونم نفسهات رو بشنوم و حفظ كنم.

میخوام ضربان قلبت رو بشمارم تا وقتی نیستی، از حفظ بشمارم و ثانیه هام رو با تو تنظیم كنم.

زندگیم تویی. لحظه های حضورت رو ازم دریغ نكن. به اندازه همه ثانیه های حضورت، بهت

نیاز دارم.

كنارم بمون، تا زنده بمونم. با من باش، تا دووم بیارم.

مراقب چشمات باش، تا امیدوار بمونم. مراقب قلبت باش، تا زنده بمونم. مراقبم باش، تا كنارت

بمونم.

گفتم، هزار بار دیگه هم میگم:

دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. . . تا هر زمان كه زنده باشم.

نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم...


چون دنیا یه روز تموم میشه...

نمیخوام بگم که مثل گلی...


چون گل هم یه روز پژمرده میشه...

نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...


چون شب هم بالاخره تموم میشه...

نمیخوام بگم که مثل آب پاک و زلالی...


چون آب که همیشه پاک نمیمونه...

نمیخوام بگم که دوستت دارم...


چون منکه اصلا دوستت ندارم...


بلکه من عاشقتم...

                      چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور ماندن !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 15:10  توسط نگار  | 

سعید من !

فکر می کنی تو عالم چند تا ستاره هست ؟ یکی ؟ ده ها ؟ صدتا ؟ هزار ؟

 میلیون ؟ میلیارد بیشتر ؟ کمتر ؟ اصلاً هیچی ؟ چه قدر قشنگه اون لحظه

 ای که می ری بالای پشت بوم و سرت رو رو به آسمونِ شبِ ستاره بارون

 می کنی و فقط نگاه کردن هست که دلت رو باز می کنه . همیشه توی

 چاردیواری خونت خودت رو قایم می کردی و یا کارت می شد رفتن به

 دانشگاه و برگشتن و کار های روزانه رو انجام دادن ولی واقعاً یه لحظه فکر

 کن . از پله های راه پله به سمت بالا می یای . در پشت بوم رو باز می کنی

 و می ایستی وسط پشت بوم و فقط آسمون رو نگاه می کنی . بعضی وقتا

 اون قدر ابر ، آسمونِ دلِ آسمون رو گرفته که نمی شه ستاره هاش رو دید

 ولی گاهی وقتا که آسمون صافِ صافه ، چنان ستاره بارونی می شه که تو

 هم هوس می کنی همون جا ، وسط پشت بوم ، روی ایزوگام سیاه ، تنهای

 تنهای به پشت دراز بکشی و دستات رو پشت سرت بذاری و سر رو روی

 دستات و آسمون رو نظاره گر باشی یا ... یا هر از گاهی دستات رو روی

 آسمون بکشی و رد ستاره ها رو بگیری و ببینی شکارچی از آسمون در میاد

 ؟ دب اکبری یا اصغری ؟ یا قمر در عقربی ؟ همون لحظه هم نسیمی بیاد و

 توی عمق وجودت بره و سلول سلول بدنت رو جون بده . واقعاً زیباست . با

 اینکه توآسمون خورشیدی نیست ولی مهتابی هست و یه گل آفتابگردون

 که کماکان به انتظار یه خورشید می ایسته و این بار سرش رو به

 بالاست .....

به آسمونی که فقط تو رو توش میبینه !!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 15:1  توسط نگار  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 14:22  توسط نگار  | 

کاش !

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 14:21  توسط نگار  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 14:14  توسط نگار  | 

عشق عروج است !

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 14:9  توسط نگار  | 

عاشقانه

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 12:59  توسط نگار  | 

روز تولد تو .

سلام .

سلام به تمام عاشقان .

سلام به شما دوستان . به شما عزیزان که تو این مدت منو تنها نذاشتید .

سلام به عزیزترین عشق دنیا . به سعید عزیز .

به کسی که تمام هستی من تو وجود اون خلاصه میشه .

با اینکه امتحان میان ترم دارم ولی به خاطر تولد عشقم" سعید جون "آپ کردم !!!!!!!

عزیزم تولدت مبارک .

تو نظرا تبریک یادتون نره . ممنون از همگی .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:38  توسط نگار  | 

گل یاسمن !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:0  توسط نگار  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:21  توسط نگار  | 

 

 

چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک

بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک

گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن

نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه یِ هستیِِ من

دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی

گل ، باشی ، که در جمعِ یاران نشینی ، در عالم ، به جز روی شادی نبینی

 

تولدت مبارک

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:56  توسط نگار  | 

28 اردیبهشت

سعید جونم .

 

در بیست و هشتمین طلوع اردیبهشت بیست و نهمین گل سپید

را در گلدان عمرت می گذارم به امید روزی که گلدان عمرت صاحب

صد و بیست شاخه گل شود .

 

هرسال وقتي…..(تاريخ تولدت)……هزاران شهاب به سمت زمين

هجوم مياوردن


از خودم مي پرسيدم


چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين

برسونن؟….


و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو


با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:30  توسط نگار  | 

آغازی دوباره

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

۲۸ اردیبهشت ماه روز میلاد عشقم "سعید"

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:59  توسط نگار  | 

آغازی دوباره

 
 
 
سعید !
 
نوشتن بهانه ی قشنگی برای گفتن خیلی
 
چیزا......دلتنگیات...غصه هات...دوست دارم
 
هات...وحتی    

خوشحالی هات...ومن  می تونم همه ی اینارو با

تو قسمت کنم.......

 امروز خوشحالم...خوشحال تر از همیشه چون

بهم یاد دادی خوشحال باشم...و ازم خواستی

بخندم...و من خندیدم و تو گفتی تا وقتی بخندم

تنهام نمی ذاری..ازم خواستی همیشه خوشحال

 باشم...  گفتی تا منو داری غمی نداری...و من هم

 باور کردم تا وقتی تو رو دارم باید تمام چیزای منفی

 رو دورش خط بکشم...چون تو همه چیزی...و من

 هر اون چیزی رو که می خوام می تونم تو وجود

پاک تو  پیدا کنم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:4  توسط نگار  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:34  توسط نگار  | 

میلاد عشق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:57  توسط نگار  | 

بفرمایید کیک !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:34  توسط نگار  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:28  توسط نگار  | 

تولد تولد تولدت مبارک !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:10  توسط نگار  | 

تولد تک ستاره آسمونم .

Click for Full Size View
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 23:21  توسط نگار  | 

زندگی من تولدت مبارک .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 20:34  توسط نگار  | 

یادم کن گاهی که به دل دارم آهی

تو که از دردم آگاهی

یه دنیا ، یه دنیا عاشقم من

بدون که به عشقت صادقم من

تو مست ِ خویش و، من مست ِ عشقم

اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سر گیرم

تا هستم با یادت شادم

آخه دل بر تو تو دادم

دیگه از غم ها آزادم

یه دنیا ، یه دنیا عاشقم من

بدون که به عشقت صادقم من

تو مست ِ خویش و، من مست ِ عشقم

اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سر

گیرم به انتظار ِ دیدنت

به لحظه ی رسیدنت

دل داره پرپر میزن ِ از سینه ام پر میزن ِ

ای چشمه ی حیات ِ من، فرشته ی نجات ِ من

شوق ِ نفس های منی

همیشه رویایی منی

یه دنیا ، یه دنیا عاشقم من

بدون که به عشقت صادقم من

تو مست ِ خویش و، من مست ِ عشقم

اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سر

گیرم عشق ِ تو در قلب ِ من ، هدیه جاودانست

برای زنده موندن ، قشنگ ترین بهانست

دوست داشتن تو مثل ِ ، عطر ِ خوش ِ بهار ِ

با تو نفس کشیدن ، پایان ِ انتظار ِ

یه دنیا ، یه دنیا عاشقم من

بدون که به عشقت صادقم من

تو مست ِ خویش و، من مست ِ عشقم

اگه نباشی میمیرم بیا که عمر از سر گیرم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 20:16  توسط نگار  | 

HAPPY BIRTH DAY SAID

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 20:15  توسط نگار  | 

دنیای من تولدت مبارک .

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 13:12  توسط نگار  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:53  توسط نگار  | 

سعید جونم !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 22:5  توسط نگار  |